چهارشنبه, 15 دی 1395 ساعت 10:51

مصاحبه مرکز مطالعات تطبیقی اسلام و حقوق بشر دوستانه بین المللی با احمد مبلغی

شما به عنوان یکی از حقوق‌دانان حوزوی و دانشگاهی کشور چه تفاوتی میان حقوق بشردوستانه و حقوق بشر می بینید ؟

تفاوت بین حقوق بشر و حقوق بشردوستانه یک تفاوت کاملاً روشنی است و حقوق بشردوستانه به قواعد و مقرراتی نظر شده که در گروه متخاصم در عرصه مخاصمات مسلحانه باید آن قواعد و مقررات را رعایت کنند ...

پس صرفاً حقوق بشردوستانه منحصر است به قواعد و مقررات ناظر به عرصه تخاصم و عرصه جنگ در حال که حقوق بشر به یک حقوق شهروندی نظر دارد که در عرصه مدنی در جامعه باید مورد توجه قرار بگیرد این تمایز که حقوق بشردوستانه مربوط به عرصه جنگ و حقوق بشر مربوط به عرصه‌های سیاسی و اجتماعی است تمایزی است که این دو را از هم جدا می‌کند.

 

شما اشاره کردید به بحث انحصاری بودن حقوق بشردوستانه در مخاصمات، با توجه به شرایط کنونی سیاسی و اجتماعی جهان و منازعات و مخاصمات گسترده جهان و منازعات و مخاصمات گسترده که در سطح جهان امروزی داریم ضرورت تبیین بشردوستانه را در سطح بین‌المللی را چگونه می‌بینید؟ 

 

با توجه به این جنگ که در صورتی که رخ بدهد ممکن است به ویرانی‌های بسیاری با ابعاد مختلف و یا بازتاب‌های بسیار و گاهی ماندگار بادی تلاش نمود تا جنگ رخ ندهد یعنی هر کوششی که در راه جلوگیری از جنگ انجام بگیرد یک کوشش انسانی و الهی است و در هر مرحله دوم کوشش بشود که اگر جنگی هم رخ‌ داد ابعاد این جنگ و ابعاد تعدی و تجاوز در عرصه جنگ به حقوق انسان حاکم بشود و یا از بین برود یک کوشش انسانی الهی و اسلامی است و حقوق بشردوستانه هم در واقع عبارت است از مقرراتی که بر دوش آنها با جلوگیری از تعدی به حقوق انسان‌ها در جنگ و حقوق مصدومان و مجروحان و بیگناهان و حقوق نسل‌های آینده نهاده شده است بنابراین چون طبیعت جنگ یک طبیعت تخریب گراست و گاهی ابعاد این تخریب از کنترل خارج می‌شود و گاهی ممکن است نسل‌های آتی و آینده را هم پوشش بدهد و در بر بگیرد لذا هر چه بتوان به سمت یک اجماع، یا به سمت یک توافق کلی به پیش رفت که حقوق بشردوستانه پا بگیرد و توجه به این حقوق برجسته‌تر بشود و به عنوان یک حرکت و جریان جهانی بیشتر پا بگیرد از زوایای مختلف از زاویه دین اسلام و از زاویه حتی کسانی که از موضع اسلام نگاه نمی‌کنند یک کار خوب مشروع و مقبول از دیدگاه دین اسلام است از و از با توجه به این نکته باید واقعاً یکی از ضرورت‌ها و اولویت‌ها رو این قرار بدهیم که حقوق بشردوستانه به عنوان یک محور در زمرة تلاش‌ها و کوشش‌های ما قرار بگیرد و حتی همکار و هماهنگی با کشورهای دیگر با علت‌های دیگر با ادیان دیگر در این زمینه یک کوشش در خور است و به ویژه که اسلام ظرفیت‌های بسیاری را در این زمینه دارد و میراث به جا مانده از اسلام میراث شفاف، گویا و رسایی نسبت به این حقوق یعنی حقوق بشردوستانه در عرصه جنگ دارد.

 

راه رسیدن به این اجماع جهانی و مذهبی که اشاره کردید از چه طریقی باید باشد؟

 

حقوق بشردوستانه دارای یک ظرفیت نهفته‌ای است که این ظرفیت امکان یک اجماع را و یا نزدیک شدن به یک اجماع را فراهم می‌آورد یعنی این ویژگی حقوق بشردوستانه است حتی حقوق بشر چنین ویژگی ندارد چون بشر بسیار در معرض اختلاف دیدگاه‌ها میان فرهنگ‌ها ادیان و یا جوامع است و چون این اختلاف دیدگاه‌ها گاهی خیلی فاحش می‌شود به جای اینکه اجماع را نسبت به حقوق بشر سبب شود گاهی خود منشاء یک سری اختلاف‌های می‌شود حقوق بشر این طبیعت را دارد اختلاف و لو دیدگاهی دیگر گاهی اوقات اختلاف دیدگاهی به اختلاف عملی هم می‌انجامد می‌بیند که یک مجموعه‌ای حقوق یک جامعه‌ای را ممکن است نادیده بگیرند حقوق بشر زمینه ایجاد اختلاف را در خودش به یک نحوی دارد اگر چه نقاط اتفاق و اجماع در حقوق بشر هم کم نیست نقاطی اشتراکی که اسلام با غیر اسلام یا غرب دارد نسبت به حقوق بشر کم نیست ولی نقاط اختلاف هم نقاط ممکن است مهمی باشند، اما حقوق بشردوستانه ظرفیت بالاتری برای جلب اتفاق همگانی و جلب یک اجماع جهانی دارد چرا؟ چون در حقوق بشردوستانه اولاً یک مقرراتی و با قطع نظر از مشروعیت و یا عدم مشروعیت جنگ ارائه می‌شود یعنی ممکن است جنگ نامشروع باشد و در عین حال این حقوق در آن بتواند مطرح بشود چون با قطع نظر از این جنبه شکل می‌گیرند لذا اگر اختلافی باشد نسبت به اصل جنگ ممکن است اتفاقی صورت گیرد. 

 

پس اصل جنگ مورد اختلاف است اما به هر حال در آن عرصه می‌شود صحبت کرد و گفتگو کرد و حقوقی را قائل شد این یک ظرفیت که با قطع نظر از مشروعیت جنگ در حقوق بشردوستانه وجود دارد و دوم اینکه یک جنگ همیشه طرفین است یعنی چنین نیست که قاهر مطلق در جنگ یک طرف باشد و مقهور مطلق در جنگ طرف دیگر یا حتی آن کشوری که مقهور می‌شود مقهور مطلق نیست آن‌ها هم می‌توانند اسیر بگیرند یا لذا نفع طرفین در ترویج حقوق بشردوستانه نهفته است و این خود یک زمینه ترغیب و تحریک در به حرکت به سمت پذیرش حقوق بشردوستانه است و در دیگر ظرفیت‌های نهفته در حقوق بشردوستانه این است که وجدان عمومی جهانی به صورت قاطع در پشت در این مقررات ناظر به عرصه جنگ و تأمین حقوق افراد در عرصه جنگ نهفته است شاید هیچ قانونی این همه وجدان و افکار عمومی را با خود همراه نداشته باشد و لذا گاهی جنگی در جایی رخ می‌دهد مشاهده می‌کنید که همه از همة ملیت‌ها پا به عرصه گذاشته و حضور پیدا می‌کنند و جنگ محکوم می‌کنند و یا اظهار نظر می‌کنند لذا این پشتوانه قومی رو هم دارد که در واقع دستیابی به اجماع را امکان پذیر می‌سازد تحقق آن را نسبت به حقوق بشر امکان پذیرتر می‌سازد که یکی دیگر از ظرفیت‌های حقوق بشردوستانه در ارتباط با پاره‌ای از مقررات حقوق بشردوستانه مطرح می‌باشد. نظر دارد به محدود کردن استفاده از هر گونه سلاحی این واقعیت نهفته است که اگر سلاح بی هدف مورد استفاده قرار بگیرد کل بشریت متضرر بشود اینجا نه بحث سر این است که اگر این سلاح به کار گرفته شود در واقع به نسل بشر و به کل محیط زیست و به زندگی انسانی و بشری لطمه و ضرر دارد یعنی خود یک ظرفیت بالای و یک عامل مهمی برای ایجاد توجه به این حقوق بشردوستانه و تقویت حرکت به سمت تثبیت آن به شمار محدود.

 

شما اشاره کردید به ظرفیت‌هایی که در حقوق بشردوستانه برای رسیدن به یک اجماع جهانی وجود دارد برای آنکه اجماعی رو نسبت به خودش ایجاد بکند با توجه به این ظرفیت‌ها ادیان الهی به ویژه دین اسلام که ما اعتقاد به جهان شمولی آن داریم چه نظر در مورد حقوق بشر دوستانه دارد؟

 

در این رابطه باید چند نکته را متذکر شد نکته اول این که ما باید ببینیم اصل در اسلام بر جنگ است و یا بر صلح؟

 

درست است که در حقوق بشردوستانه به اصل جنگ توجه نمی‌شود یعنی به بعد از جنگ نظر دارد ولی مبانی حقوق بشردوستانه با مبانی مشروعیت جنگ بی ارتباط نیست یعنی ممکن یک مبانی واحدی در وراء هر دو باشد به همین خاطر اگر بخواهیم دیدگاه اسلام را کشف کنیم یکی از راه‌های کشف حقوق بشردوستانه از دیدگاه اسلام این است که ببینیم که اسلام نسبت به اصل جنگ چه دیدگاهی دارد تفاوت است بین این‌که شما بگوئید اسلام اصل جنگ را می‌پذیرد. وقتی یکی فرهنگی اصل را بر جنگ می‌گذارد ولی باید حالا واقعاً اینطور است؟ اسلام اصل را بر جنگ نگذاشته شواهد بسیاری وجود دارد اسلام جنگ را اگر هم پذیرفته است و سخن از جهاد به میان آورده بینا به ضرورت است یعنی چطور همه انسان‌ها به این مطلب اقرار یا اعتراف دارن که گاهی به رقم همه کوشش‌ها برای عدم وقوع جنگ، جنگ رخ می‌دهد در این صورت دفاع در برابر جنگی که رخ می‌دهد بر یک ملتی که به آن حمله می‌شود لازم است و دفاع اگر چه یک نوع پذیرش جنگ است اما هیچ‌گاه به معنای اصل را بر جنگ گذاشتن نیست به نظر می‌رسد که اسلام صلح رو به عنوان اصل پذیرفته است در قرآن هم داریم (و ان جنحوا للسلّم فاجنح لها) اگر تمایلی نشان دادن به سلم و صلح و عدم جنگ تو هم تمایل نشان بده لذا اصل را بر جنگ نگذاشته و ضمناً بدست می‌آید اگر گاهی جنگ را نیز پذیرفتن از باب این است که طرف مقابل تمایل ندارد مشکل عدم تمایل طرف است جنگ در اسلام یک جنگ حداقلی است ممکن است حالا در اسلام جنگ‌های زیادی رخ داده باشد ولی چون موراد زیاد است جنگ اصل نیست اگر در اسلام جنگ‌هایی رخ داده یا کسانی بوده‌اند که اصل صلح را رعایت نکرده‌اند ممکن است برخی خرده بگیرند که در اسلام جنگ‌های بسیاری رخ داده اولاً همه جا جنگ رخ می‌دهد شاید بیشتر از آن چه در اسلام رخ داده در عین حال اگر این خورده گیری باشد باید گفت این جنگ‌ها یا به علت بوده که یک سری حکومت‌ها در طول تاریخ بوده‌اند که رعایت این اصل را نکرده‌اند مثل جنگ‌هایی که بر امیر المؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام تحمیل می‌شود که نه این که حضرت واقعاً حکومتش یک حکومت جنگ طلب است. حداقل بودن جنگ در اسلام به معنای این نیست که عملاً در مواردی جنگ خیلی کم بشود. گاهی جنگ ابتکار ایجاد جنگ دست دیگری است. 

چهارم این است که مبنای اسلام برای پذیرش اصل به عنوان اصل و جنگ به عنوان ضرورت چه مبنای دینی در آن نهفته است یعنی اسلام از چه زاویه‌ای از چه پایگاهی اعتقادی و بینشی آمده و اصل رو ارائه کرده است می‌شود مبانی مختلفی را برای آن ذکر کرد یکی این که همه انسان‌ها دارای فطرت خداجویی هستند حالا مسلمان کافر و غیره اسلام می‌گوید من این فطرت را می‌توانم فعال بکنم و برای آن برنامه خاص دارم والا همه انسان‌ها دارای این فطرت خداجویانه هستند وقتی که همه فطرت خداجویی را دارند طبیعتاً خداجویی یعنی زیبایی خواهی، صلح خواهی هماهنگی این فطرت خدا جویانه یک ظرفیت بسیاری است که در آن زیبایی و انسانیت خوبی و صلح و صفا همه چیز در اینجا برای احیای این فطرت خداجویانه نهفته است جنگ که مواقع ضروری لازم است اما در مواقع به اصطلاح اصلی طبق قرآن (الا سبیل ربک بل المحکمه) است حکمت باید باشد (الموعضه الحسنه) باشد و حتی اگر هم به مجادله کشید یک مجادله احسن باشد نه یک مجادله‌ای که جنگ شود مبنای دیگر این است که خداوند مظهر رحمت بودن خداوند در قانون و دین او هم جلوه می‌کند و لذا پیغمبر ما (رحمه الللعالمین) است اصلاً رحیم بودن صفت خداست اما پیغمبر صلی ا... علیه و آله او هم باید پیام آورد و رحمت باشد یعمی تجسم بخش به رحمت خدایی است. البته در جایی ممکن است جنگ تحمیل بشود و پیامبر صلی ا... علیه و آله چاره‌ای نداشته باشد جنگ را قبول بکند ولی این به معنای اصل بودن جنگ نیست به معنای به اصطلاح استفاده از یک ضرورت است نه استفاده از اصل اگر جنگی را بپذیرد آن در این حال و با این مبانی اگر وارد جنگ بشوید همه آن مبانی فعال یعنی رحمت بودن دین سازگار است با این که اصول حقوق بشردوستانه رعایت بشود اصولش چیست؟ این‌که حسن نیست نشان بدهید یکی از اصول حقوق بشر حسن نیت است یعنی در جنگ‌جو و رزمنده باید حسن نیت نشان بدهد اگر شما بدون هیچ مبنای دست به کشتن دشمن در جنگ نکنید این حسن نیت نیست که و اصلاً با آن مبنای اصل دین ناسازگار است با یکی دیگر از اصول حقوق بشردوستانه ضرورت است که می‌گوید بنا به ضرورت باید جنگ شکل بگیرد و بنا به ضرورت باید تداوم پیدا بکند. اصل، جنگ نیست اصل صلح جنگ ضرورت و وقتی چیزی به عنوان ضرورت پذیرفته می‌شد بنابراین شروعش باید به اصطلاح هم باید به اصطلاح بر پایه اصل ضرورت باشد و لذا ما در روایت‌ها هم داریم که حضرت امیر المؤمنین علی علیه السلام می‌فرماید: شما جنگ را شروع نکنید بگذارید آن‌ها اول شروع کنند اگر بنا است جنگی هم شروع شود شروع کننده آنها باشند این مطلب نشان می‌دهد که همین تفکر را اسلام داشته. 

 

آیا حقوق بشردوستانه در اسلام بر حیوانات و محیط زیست نیز مرتبط می‌شود؟

 

بله اگر شما بپذیرید که تخریب محیط زیست یک آسیب به زندگی بشری و آینده کره زمین است در جنگ یک حمله یک کشتن با یک سطح کشتار جمعی ممکن است یک کشور را پیروز کند اما پیروزی آن‌قدر ارزش دارد که انسان ریسک بکند و جامعه جهانی را به مخاطره بیندازد و امکان زیست را از نسل‌های آینده بگیرند.

 

این مبانی که البته به آن اشاره کردید که اسلام به آن‌ها معتقد است آیا دیدگاه شیعه هم به همین اصول معتقد است یا تفاوتهایی را هم دارد؟

 

در این رابطه باید بگویم که ما در ارتباط با این‌که اسلام چه نگاهی به جنگ دو منبع در اختیار داریم منبع اول همین بحث‌های تحلیلی است که اصل بر جنگ است یا بر صلح و مبنای آن که این در قرآن است. در این زمینه ممکن است گاهی برداشت‌های متفاوتی شود و بعضی به خاطر جهالت و ناآگاهی همه این مبانی را عبور کنند واقعیت‌ها و این اصل را نادیده بگیرند و دچار یک برداشت پر از خطا و به دور از اجتهاد صحیح به سمت افراطی‌گری بروند که نمونه آن را در گروه القاعده می‌بینیم که آن را نباید به حساب اسلام گذاشت وقتی گفته می‌شود اسلام یعنی باید برویم و با توجه به زیرساخت‌های اعتقادی و مبانی کلامی که خداوند آن صفات را دارد و با توجه به آن زیرساخت‌های دین و پایه‌ای اعتقادی دین و صفاتی که پیامبر عالی قدر اسلام صلی ا... علیه و آله دارد ببینی اصل بر جنگ است یا صلح آیات قرآنی را هم در همین زمینه تفکیک کنیم این یک منبع است یک منبع دیگر هم وجود دارد که روایات و نصوصی است که در ارتباط با جنگ وارد شده در این رابطه یک منبع مشترک وجود دارد بین شیعه و سنی و آن سخنی است که پیغمبر صلی ا... علیه و آله در لحظه یک جنگ حساس رخ داد و آن فتح مکه است دو طرفین کاملاً نسبت به هم دچار یک حس خاص شده و بودند طبیعتاً اولین چیزی که به ذهن تبادر می‌کند این است که سردسته مشرکان که به دستور پیامبر صلی ا... علیه و آله کشه شود و لذا می‌بینید که شماری هم که در آن جنگ برمی‌خیزد در اثناء جنگ این است که امروز روز انتقام است یعنی آن شعار، شعار یک نفر نبود شعاری بود که از یک وضعیت و یک وضع روحی حاکم بر لشکر اسلامی که حال بعد از مدتی توانسته‌اند موقعیتی را پیدا کنند مطرح شد شعاری که از دل و از روحیه جنگ‌جویان اسلامی بر می‌خواست در چنین شرایطی پیغمبر اسلام صلی ا... علیه و آله یک عملی را از خودش نشان داده که اوج رعایت حقوق بشر دوستانه است به تعبیر امروزی و آن این بود که پیامبر صلی ا... و علیه و آله فرمود: امروز روز رحمت است. با این سخن کار به جایی رسید که پیغمبر صلی ا... علیه و آله حتی منزل ابی سفیان را محل امن قرارداد آن یک نوع کرامت به انسان بخشیدن است که بالاترین از آن را نمی‌توان تصور کرد. هم‌چنین در سیره پیامبر صلی ا... علیه و آله مشاهده می‌شود که ایشان فرموده‌اند: اگر کسی از جنگ کناره گرفت دیگر متعرض او نباید شد کس دیگری هم وجود دارد که مربوط به امیر المؤمنین علی علیه السلام که نصوحی و کلمات و حتی رفتارهای بسیار فراوانی از ایشان باقی مانده که دستورهای متعددی رو حضرت صادر کرده است که این را البته اهل سنت هم نقل کرده‌اند.

بازدید 5362 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.