سه شنبه, 10 فروردين 1395 ساعت 18:10

"شناخت نیاز و عرضه علمی آن به قرآن" روشی علمی، توانمند و کارآمد فراروی انسان معاصر

از "تفسیر موضوعی" دو تفسیر تا به حال ارائه شده است:

یکم. تفسیر موضوعی مبتنی بر تجمیع آیات.

دوم. تفسیر موضوعی مبتنی بر "شناخت نیاز" و "عرضه علمی نیاز" به قرآن.

توضیح این دو را پی می گیریم:

1. تفسیر موضوعی مبتنی بر تجمیع آیات:

بر اساس این نگاه، تفسیر موضوعی عبارت است از اینکه مفسر، موضوعی از موضوعات (همچون توکل، ایمان، گناه و... ) در نظر گیرد و همه آیات مربوط به این موضوع را شناسایی، جمع‌آوری و بررسی کند.

این نوع از تفسیر موضوعی رایج است و کتاب‌ها و مقالات تفسیری زیادی بر این اساس و نگاه نگاشته شده است.

در این زمینه برخی فراتر نیز می روند و موضوع کلانی مانند حقوق یا اقتصاد را در نظر می‌گیرند و آیات مربوط به آن موضوع را استخراج می‌کنند.

فایده و آسیب های احتمالی:

فایده این نوع تفسیر موضوعی آن است که تصویری (هر چند کلی) را از موضوع در قرآن برای مفسر آشکار می سازد؛ زیرا مفسر هنگامی که آیات مربوط به یک موضوع را استخراج می‌کند و کنار هم می‌گذارد این همنشینی آیات در مواردی می‌تواند پرده از ابعاد نهفته، ناگفته و ناپیدای مربوط به آن موضوع بردارد و آن را آشکار کند.

در عین حال این نوع تفسیر موضوعی در معرض آسیب‌هایی است که مفسر با انجام دقت و رعایت حساسیت و توجه به آن ها می تواند از آن ها دور شود و یا احتمال بروز آن ها را کم کند.

آسیب اول: زمانی‌که یک آیه از سیاق خودش جدا می‌شود تا در کنار آیات مربوط به موضوع جایی بگیرد این جدا شدن، مفسر و محقق را از فرصت توجه به سیاق در موارد بسیاری محروم می‌کند و چه بسا مقصود آیه به درستی آشکار نشود.

آسیب دوم: در این نوع تفسیر، مفسر در موارد بسیار، یک مرور عمومی و غیر تخصصی را بر موضوع به انجام می رساند. این به خاطر دو وضعیت است؛ یکی این که تمام همت محقق و مفسر این است که آیات موضوع‌ مربوط را در کنار هم بنشاند و نه بیشتر. دیگر این که این نوع تفسیر به خودی خود فاقد یک منهج دقیق است بلکه تنها نکته اساسی در آن جمع آوری آیات است.

در نتیجه این دو وضعیت، ارائه‌ای که مفسر نسبت به آیات دارد، ارائه علمی و تخصصی نیست.

2. تفسیر موضوعی قرآن مبتنی بر شناخت نیاز و عرضه علمی آن:

مبتکر این روش مرحوم شهید صدر است در این تفسیر، مفسر نباید برای دریافت معارف و محتواهای قرآن سراسیمه‌وار به سمت آن برود، بلکه می‌باید از یک روش دقیق چند مرحله ای بهره بگیرد.

بر اساس این روش لازم است مراحل زیر انجام گیرد:

الف)  شناخت درد و نیاز؛

مقصود این است که مفسر موضوعی را انتخاب کند که این موضوع ناظر به مشکل و نیاز انسان معاصر باشد. انسان معاصر مشکلات و نیازهایی در زمینه‌های مختلف زندگی دارد.

ب) تبدیل آن به یک مسئله علمی؛

لازم است مشکل یا نیاز شناسایی شده بر پایه دانش و تخصص مرتبط به آن، و کسب معلومات و اطلاعات تخصصی پیرامون آن بررسی علمی شود.

متاسفانه نوع اول از تفسیر موضوعی به جای تمرکز کردن بر مسئله‌ها به صورت علمی -که بیانگر مشکلات و نیازهای اجتماعی هستند- بر موضوعات کلی تاکید می‌کند.

در نتیجه، این تفاسیر موضوعی راه به جایی نمی‌برند؛ چه آن که تا زمانی که سوال واقعی وجود ندارد گرفتن پاسخ هم در کار نیست.

ج. دریافت از قرآن؛

بر اساس این روش، مفسر بعد از مرحله نیازشناسی و بررسی علمی آن، به قرآن مراجعه و نیاز تخصصی شده خود را به قرآن عرضه می کند.

در حقیقت در چنین هنگامه ای (که مفسر واجد شناخت و احساس نسبت به نیاز خود یا جامعه  شده است) می تواند به بازار کالای فکری قرآن ورود پیدا کند و به گمشده انسان معاصر دست پیدا نماید.

آسیب احتمالی:

در چارچوب رعایت این روش، مفسر ممکن است در معرض یک نوع تحمیل رای (تفسیر به رای) قرار بگیرد؛ چون ذهن خود را از پیش بر اساس اطلاعات و معلوماتی بسته است؛ ولی به نظر می آید این روش - به رغم در معرض قرار داشتن برای این آسیب- بهترین، موثرترین و کارآمدترین روش استفاده از قرآن به ویژه برای پاسخ گویی به نیازهای معاصر است که متاسفانه هنوز چندان مورد توجه قرار نگرفته است.

خطر احتمال بروز آسیب یادشده را می توان با دقت کردن بسیار، رفت و آمد نمودن مکرر (نسبت به ابعاد مساله) و سعی بر تمرکز بر داشتن "شک ورزی علمی" و "پرسشگری علمی" فراوان از بین برد یا کم کرد.

با این روش می توان علم تفسیر را حیات و حرکتی تازه و پویا بخشید. تفسیر مدت هاست به درجا زدن و کم‌خاصیت شدن دچار شده است، دیگر برای مشکلات و دردهای اجتماعی داروهای قرآنی را شناسایی و ارایه نمی کند.

همانطور که در روایات آمده است، شبهات که در گذر زمان پدید می آیند را باید با رجوع به قرآن برطرف کرد.

متاسفانه در حال حاضر رجوع موثری در این زمینه به قرآن انجام نمی گیرد. علت این مسئله بیشتر، فقدان روش دقیق تفسیری است. نبود روش درست، مراجعه به قرآن را غیر دقیق، غیر صحیح و غیر کارآمد می سازد.

انسان دارای ابعاد مختلفی است؛ این ابعاد ذیل مجموعه ای از موضوعات جای می‌گیرند؛ موضوعاتی که نمایانگر ابعاد کمالی، وجودی و اعتقاداتی انسان هستند. روشی که بتواند برش به ابعاد وجودی، اعتقادی و نیازهای زندگی به صورت علمی بدهد، فرصت رجوع درست و موثر را به  قرآن فراهم می آورد.

روش تفسیر موضوعی مبتنی بر "شناخت علمی نیاز" و "عرضه علمی نیاز به قرآن" واجد چنین توانایی است.

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.